ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

112

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) بر پا شده و عبد الرحمن بن عوف بر مردم پيشنماز بود و يك ركعت گزارده بود و مردم در ركعت دوم بودند ، خواستم عبد الرحمن را از آمدن پيامبر آگاه كنم . پيامبر ( ص ) مرا نهى كرد و يك ركعت از نماز خود را با عبد الرحمن گزارديم و آن ركعت ديگر را خود خوانديم . محمد بن سعد مىگويد : چون اين حديث را براى واقدى گفتم ، گفت : اين موضوع در جنگ تبوك اتفاق افتاده و در آن جنگ مغيره عهده‌دار نگهدارى آب براى پيامبر بوده است و پيامبر ( ص ) پس از اينكه پشت سر عبد الرحمن يك ركعت نماز گزارد فرمود : هيچ پيامبرى قبض روح نمىشود مگر اينكه پشت سر مرد نيكوكارى از امت خود نماز گزارده باشد . [ 1 ] واقدى از سعيد بن مسلم بن قماذين ، از عطاء بن ابى رباح ، از ابن عمر نقل مىكند پيامبر ( ص ) در شعبان سال ششم هجرت عبد الرحمن بن عوف را همراه هفتصد تن به دومة الجندل روانه فرمود و به دست خود براى او عمامه بست . عمامه‌اى سياه كه دنبالهء آن هم ميان شانه‌هايش آويخته بود ، عبد الرحمن به دومه الجندل آمد و مردم را به اسلام دعوت كرد سه روز از پذيرفتن اسلام خوددارى كردند و سپس اصبغ بن عمرو كلبى كه نصرانى و سالارشان بود مسلمان شد و عبد الرحمن بن عوف كسى را به حضور پيامبر فرستاد و اين خبر را داد ، پيامبر دستور فرمود برايش نوشتند با تماضر دختر اصبغ ازدواج كند و عبد الرحمن با او ازدواج كرد و او را با خود به مدينه آورد ، اين بانو مادر ابو سلمه بن عبد الرحمن است . [ 2 ] اجازه دادن پيامبر ( ص ) به عبد الرحمن بن عوف در مورد پوشيدن حرير وكيع از هشام بن عروة ، از پدرش نقل مىكند چون عبد الرحمن بن عوف خريد ابريشم و حرير مىكرد جامه حرير هم مىپوشيد . قاسم بن مالك مزنى از اسماعيل بن مسلم ، از حسن نقل مىكند * عبد الرحمن بن عوف مردى بود كه بسيار معامله مىكرد . از پيامبر ( ص ) اجازه گرفت جامه حريرى بپوشد و به

--> [ 1 ] . در مورد روايتى كه از مغيرة نقل شود از لحاظ ما شيعيان بايد بگوييم « گل بود و به سبزه نيز آراسته شد » ؟ براى اطلاع از كثافت‌كاريهاى او و زناكاريش رك : ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 4 ، ص 406 . - م . [ 2 ] . براى اطلاع بيشتر از اين سريه ، رك : واقدى ، مغازى ، ج 2 ، چاپ مارسدون جونس ، 1966 ميلادى ، ص 560 . - م .